السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

293

تفسير الميزان ( فارسي )

در عمل خير و ايمان و اعمال صالح از آدميان پيشى مىگيرند . و بعضى گفته‌اند : مراد از آن ملائكه موت است ، كه روح مؤمن را قبل از آنكه روح كافر به آتش برسد به بهشت مىرسانند . و بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از آن تنها ملائكه مامور قبض روح مؤمن است كه آن را قبل از هر كار به بهشت مىرساند . و بعضى « 2 » گفته‌اند : ملائكه وحى است ، كه در رساندن وحى به انبياء از شياطين سبقت مىگيرند . و بعضى « 3 » گفته‌اند : ارواح مؤمنين است كه از ملائكه پيشى مىگيرند ، و قبل از آنكه ايشان روحشان را قبض كنند ، از شدت علاقه به لقاى خدا ، خود از كالبد بيرون مىشوند . و بعضى « 4 » گفته‌اند ستارگانند كه در سير ، از يكديگر پيشى مىگيرند . و بعضى « 5 » گفته‌اند اسبان جنگجويان است ، كه در جنگ از يكديگر پيشى مىگيرند . و بعضى « 6 » ديگر گفته‌اند : مرگ و ميرها است ، كه از آرزوها پيشى مىگيرند . * ( « فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً » ) * - در اين باره نيز اقوالى است : بعضى « 7 » گفته‌اند : مراد از آن مطلق ملائكه‌اند ، كه امور را تدبير مىكنند ، و اين نظريه بيشتر مفسران است ، حتى بعضى « 8 » ادعاء كرده‌اند كه اين قول همه مفسرين است . و بعضى « 9 » گفته‌اند : مراد از آن چهار فرشته مامور تدبير امر دنيا ، يعنى جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل و اسرافيل است ، كه جبرئيل امر بادها و لشكريان و وحى را ، و ميكائيل امر باران و گياهان را به عهده دارد ، و عزرائيل موكل به قبض ارواح است ، و اسرافيل مامور رساندن دستورات الهى به آن سه فرشته و نيز مامور دميدن در صور است . و بعضى « 10 » گفته‌اند : مدبرات أمر ، افلاكند ، كه امر خدا در آنها واقع گشته ، و به وسيله آن افلاك قضاى الهى در دنيا جارى مىشود . البته قول ديگرى در اينجا هست كه مىگويد « 11 » : در همه اين سوگندها مضافى در تقدير است و تقدير آن : « رب النازعات ، و رب الناشطات ، و رب السابحات ، و رب السابقات ، و رب المدبرات است » . ولى خواننده محترم توجه دارد كه سياق آيات پنجگانه سياق واحدى متصل و شبيه به هم است ، و با بيشتر اقوالى كه از نظر شما گذشت نمىسازد ، چون اقوال مذكور معناى سوگند را در اين پنج مورد ، مختلف دانسته سوگند اول را مربوط به ملائكه قبض روح كفار ، و دومى را

--> ( 1 و 2 و 3 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 193 . ( 4 و 5 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 194 . ( 6 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 25 . ( 7 و 8 و 9 و 10 ) تفسير قرطبى ، ج 19 ، ص 194 . ( 11 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 430 .